کلبه تنهایی دوستان رها
باز باران میزند اندوه من نو می شود . تر میشود. مثل کفش وصله دار کودکی. خیس باران میشود. .... حس پاییزست.سرما.سخت سرد. من درون خانه های کاغذی بارها و بارها و بارها با دوچشمم دیده ام اشک بر گونه ها یخ میزند. ... فصل باران .فصل سرما میشود درد هایم مثل گل وا میشود. 90/8/18 ساعت 10:17 رها
نوشته شده در چهارشنبه 18/8/90ساعت
12:44 عصر توسط محمد دلیریان خشکرودی (رها) نظرات ( ) |
| Design By : Pichak |

